Home Image Gallery Email


من يه دختر بيست و چند ساله هستم كه كاملا به وضع اجتماعي و سياسي و اقتصادي ايران و جامعه ايران اعتراض دارم ،مخصوصا حقوق زنان و دختران ايراني .دانشجوي رشته...هستم!و تهران زندگي ميكنم.قصدم از راه انداختن اين وبلاگ براي جوون هاي هم سن سال خودم نگاه كاملا انتقادي به مسايلي كه گفتم  و در كنار اون از داستان ها و خاطراتي كه در وبلاگها و سايت هاي ديگه ميبينم كه با موضوع وبلاگ شبيه هست استفاده ميكنم.اين وبلاگ تمام كارهاش از طرف يكي از دوستان گلم هست كه ايشون سر رشته زيادي توي راه اندازي سايت و بلاگ دارن و طراح بسيار قابلي هستن و سايتهاي زيادي رو راه اندازي كردن...گفتم اينا روبدونيد اينقدر  برام ايميل و آف نفرستيدو اين سوالها رو نپرسيد. درضمن از تمامي اوناي هم كه با من هم عقيده نيستن خواهش ميكنم كه يا اينجا نيان و يا اگر ميان بي خيال نصيحت كردن و موعضه كردن من بشن كه من اونا رو...حساب نميكنم.همه اوناي كه خواننده اين وبلاگ هستن با طرز نوشتن من آشناي دارن اوناي هم كه تازه به اينجا اومدن يا ميان توصيه ميكنم مطالب قبلي من كه در آرشيو هست حتما بخونن...ممنون!



ايميل خود را وارد كنيد تا از بروز شدن ريلكس با خبر شويد
















هیچ کدوم از نوشته های ریلکس کپی رایت نداره! هر غلطی دلتون خواست می تونید بکنید !

بهترین وضوح صفحه 768*1024

Blogger




››› من برگشتم...
سلام ... حالا میگید بابا تو دیگی کی هستی...عجب... بعد از مدتها برگشتم...قول نمیدم همیشه آپ دیت باشم...منتاه سعی میکنم برسم به وبلاگ...راستی آدرس جدید هم که فیلتره...من البرز اکانت دارم...نمیدونم واسه شما هم فیلتره یا نه؟ اینم مطلب الان!!! دخترک عاشق بود. ديوانه وار غرق شده بود. دستهايش بوی آهوی وحشی می دادند.تيـغ را به دست گرفته بود و مادرش اشک ميريخت.دخترک پروايی از سوخـتن نداشت.Fuck it up ها هم بی معنی بود. لذّت نقطه ی عطف ديوانگی است.ديوارها .. ساعتها .. آدمکها .. دروازه ها .. گوشها.. دنيای مادّی و ديوانه ! چشمهای او تلاطم آخـرين ضربه هـای وحـشيانه ی شهوت را منعکس ميکرد. دخترک عاشق بود. و ميدانست که اين عشـق نافرجـام است. ضميـر ناخـود آگاه انسان انـدکی جلوتر است.و همخوابگی را تجربه نمود. با نخستين عشق ..و اکنون .. کنار يک طرح کوبيسم سيگارش را دود می کند.به انتقام می انديشد.از خانه دور است.شبها کابوس می بيند.و ضربه های شهوت آشنايند.واهمه ای در کار نيست.چرا که آرواره های نجابت غرق سکوتند.و فسيلی باقی مانده از آنکه که روزی عاشق بود. (:

››› Posted by Relax