›››
ايراني
ايرانی همه جور ايرادی از همه کس و همه چيز بلده بگيره.
ايرانی تفريحش تو اينترنت و چـت بازی خـلاصه ميشه. ايرانی از زور بيکاری عاشـق
ميشـه. دل می بنده و بـعد فراموش ميکنه. ايرانـی خوب بلده حرفهــای سياسـی و
کس شعر ببافه اما تو مرحله ی عمــل جا می زنه. ايرانی به ايـن نتيـجه رسيـده که
فقط بايد بچاپه و بخوره و بـريـزه و بپاشـه و ... فقــط بايـد به فـکر خـودش باشه.
گـور
بابای همه ! ما که داريم می چاپيم و عشـق دنيا رو می کنيم. آخــه بدبختــی اينـه
که عشق و حالم نمی کنه بيچـــاره ! خودشو گول می زنه. به هر بهونه ای ميخواد
ثابت کنه که کشورش جهان سومی نيست.
آی ! شماها که بوی تعفّن ميدين! چرا نمی فهميد اينجا جهان سومه ! چرا نمی خوايم باور کــنيم عقب مونده ايم ؟ ايرانی متال گوش ميده. در مورد علم روز دنيا تا دلت بخـواد زر ميزنه. سر و هيکلش مثل آدمهای تو خيابون لس آنجلسه و کلّی هم حال میـکنه با خودش و تيریپش ! ايرانی هم نماز می خونه هم سکس می کنه! هم دروغ ميـــگه و هم تهمت ميزنه و هم خوب بلده چطـوری از بد شـدن آدمها و جامــعه حرف بزنه. ايرانی کمربند ماشينش رو نمـی بنده. ايرانی دودستی چسبيده به خودش و خونـوادش که مبادا يکی بياد بــچاپتش ! ايرانی حس ميکنـه تو يه کشور پيشرفته و متـمدّن داره زندگی ميکـنه در حاليکه به جز تهران و چند تا شهر ديگه ملّـت اصلا نمی دونن تمّدن يعنی چی!!! ايرانی تا دلت بخواد کس شعر ميگه از اينکه جامعه کثيف شده و مـردم بد شدن و ... ولـی خودش مـثل گُه حـتی معنی کلماتشو هم نمی فهــمه ! ايرانی نميخواد شرايــــط فعليــش رو قبول کنه و هر لحظه خودش رو با آمريــکا مقايسه ميکنه. ايرانی ميــشينه پشت ميز و هی از آزادی و رفاه حرف ميزنه اما تخم نداره پاشه بياد رو در رو حرف بزنه ! ده ! اگه مردی و راست ميــگی پاشو بيا اينجا بذار تيکه تيکه ات کنن عوضش دو نفر صداشـون در مياد و راهت رو ادامه ميدن. منـم بلدم بشينم با کــراوات از صبح تا شب زر بزنــم ! مطمئن باش هيچکدوم از کشورهای پيشرفته دلشون به حال من و تو نميسـوزه ! اونام يه گهی هستن مثل همينــــــا .. شايد هم بدتر ! اينهمه اين کشور استـعمار شده بود. تُنی بلـر و جُرج بوش و کـلينتون و هــــر مادر جنده ی ديگه دلش به حـال من و تو سوخت ؟! ايرانـــی تو خيالات خودش زندگی می کنه. ايرانی به فکر جيـب خودشه ! ايرانی گُه گـيجه گرفته بين مذهــب و لائيک ! ايرانــی خـُب وقـتی ميبينـه يه هفته سگ دو ميزنه و حتی يه روز هم آب خـوش از گلوش پايين نميـره وحشی ميشه! چنگ ميزنه به مال و منال همــسايه. خُب بابا حق بده بهش! نـداره. فقيره خودت رو نگاه نکن عيــن بزغالـه داری مصــرف ميکنـی و الکی خوشـی. ايـن ملـّت بدبخت نون شب نـــدارن بخورن. تو حالا هی از دموکراسی براشون بگـو. اون فقـط به اين فکر ميکنه که شيکــم زن و بچـّه اش سير بشه. حالا هی واسه من شجـره نامه ی متال بيار و ريـــش بُزی بذار و مو بلــند کن و هـد بزن و اکـس بخــور و کُــس بکن و مشــروب بزن تــو رگ و سيگاری بکش و جوينـت بـــزن و .....! هی فرض کن تو ايالت آمريکايی ! هی با توهّم زنـــدگی کن .. بد بخـت ! اينجا ايرانــه ! ايـن ملّت شهيد دادن واسه اين انقلاب کوفتيشون. تو خونِشون رفته مذهب. گاو گاون !! از بن و ريشه تعطيلن ! اينو می فهمی ؟!
آی ! شماها که بوی تعفّن ميدين! چرا نمی فهميد اينجا جهان سومه ! چرا نمی خوايم باور کــنيم عقب مونده ايم ؟ ايرانی متال گوش ميده. در مورد علم روز دنيا تا دلت بخـواد زر ميزنه. سر و هيکلش مثل آدمهای تو خيابون لس آنجلسه و کلّی هم حال میـکنه با خودش و تيریپش ! ايرانی هم نماز می خونه هم سکس می کنه! هم دروغ ميـــگه و هم تهمت ميزنه و هم خوب بلده چطـوری از بد شـدن آدمها و جامــعه حرف بزنه. ايرانی کمربند ماشينش رو نمـی بنده. ايرانی دودستی چسبيده به خودش و خونـوادش که مبادا يکی بياد بــچاپتش ! ايرانی حس ميکنـه تو يه کشور پيشرفته و متـمدّن داره زندگی ميکـنه در حاليکه به جز تهران و چند تا شهر ديگه ملّـت اصلا نمی دونن تمّدن يعنی چی!!! ايرانی تا دلت بخواد کس شعر ميگه از اينکه جامعه کثيف شده و مـردم بد شدن و ... ولـی خودش مـثل گُه حـتی معنی کلماتشو هم نمی فهــمه ! ايرانی نميخواد شرايــــط فعليــش رو قبول کنه و هر لحظه خودش رو با آمريــکا مقايسه ميکنه. ايرانی ميــشينه پشت ميز و هی از آزادی و رفاه حرف ميزنه اما تخم نداره پاشه بياد رو در رو حرف بزنه ! ده ! اگه مردی و راست ميــگی پاشو بيا اينجا بذار تيکه تيکه ات کنن عوضش دو نفر صداشـون در مياد و راهت رو ادامه ميدن. منـم بلدم بشينم با کــراوات از صبح تا شب زر بزنــم ! مطمئن باش هيچکدوم از کشورهای پيشرفته دلشون به حال من و تو نميسـوزه ! اونام يه گهی هستن مثل همينــــــا .. شايد هم بدتر ! اينهمه اين کشور استـعمار شده بود. تُنی بلـر و جُرج بوش و کـلينتون و هــــر مادر جنده ی ديگه دلش به حـال من و تو سوخت ؟! ايرانـــی تو خيالات خودش زندگی می کنه. ايرانی به فکر جيـب خودشه ! ايرانی گُه گـيجه گرفته بين مذهــب و لائيک ! ايرانــی خـُب وقـتی ميبينـه يه هفته سگ دو ميزنه و حتی يه روز هم آب خـوش از گلوش پايين نميـره وحشی ميشه! چنگ ميزنه به مال و منال همــسايه. خُب بابا حق بده بهش! نـداره. فقيره خودت رو نگاه نکن عيــن بزغالـه داری مصــرف ميکنـی و الکی خوشـی. ايـن ملـّت بدبخت نون شب نـــدارن بخورن. تو حالا هی از دموکراسی براشون بگـو. اون فقـط به اين فکر ميکنه که شيکــم زن و بچـّه اش سير بشه. حالا هی واسه من شجـره نامه ی متال بيار و ريـــش بُزی بذار و مو بلــند کن و هـد بزن و اکـس بخــور و کُــس بکن و مشــروب بزن تــو رگ و سيگاری بکش و جوينـت بـــزن و .....! هی فرض کن تو ايالت آمريکايی ! هی با توهّم زنـــدگی کن .. بد بخـت ! اينجا ايرانــه ! ايـن ملّت شهيد دادن واسه اين انقلاب کوفتيشون. تو خونِشون رفته مذهب. گاو گاون !! از بن و ريشه تعطيلن ! اينو می فهمی ؟!
›››
Posted by Relax