Home Image Gallery Email


من يه دختر بيست و چند ساله هستم كه كاملا به وضع اجتماعي و سياسي و اقتصادي ايران و جامعه ايران اعتراض دارم ،مخصوصا حقوق زنان و دختران ايراني .دانشجوي رشته...هستم!و تهران زندگي ميكنم.قصدم از راه انداختن اين وبلاگ براي جوون هاي هم سن سال خودم نگاه كاملا انتقادي به مسايلي كه گفتم  و در كنار اون از داستان ها و خاطراتي كه در وبلاگها و سايت هاي ديگه ميبينم كه با موضوع وبلاگ شبيه هست استفاده ميكنم.اين وبلاگ تمام كارهاش از طرف يكي از دوستان گلم هست كه ايشون سر رشته زيادي توي راه اندازي سايت و بلاگ دارن و طراح بسيار قابلي هستن و سايتهاي زيادي رو راه اندازي كردن...گفتم اينا روبدونيد اينقدر  برام ايميل و آف نفرستيدو اين سوالها رو نپرسيد. درضمن از تمامي اوناي هم كه با من هم عقيده نيستن خواهش ميكنم كه يا اينجا نيان و يا اگر ميان بي خيال نصيحت كردن و موعضه كردن من بشن كه من اونا رو...حساب نميكنم.همه اوناي كه خواننده اين وبلاگ هستن با طرز نوشتن من آشناي دارن اوناي هم كه تازه به اينجا اومدن يا ميان توصيه ميكنم مطالب قبلي من كه در آرشيو هست حتما بخونن...ممنون!



ايميل خود را وارد كنيد تا از بروز شدن ريلكس با خبر شويد
















هیچ کدوم از نوشته های ریلکس کپی رایت نداره! هر غلطی دلتون خواست می تونید بکنید !

بهترین وضوح صفحه 768*1024

Blogger




››› قديما
قديما می گفتن دختر بايد بشينه تو خونه تا شوهر براش پيدا بشه.
معمولا اولين خاستگار دختر ميشد مرد آينده ی زندگيش. يارو مثلا راننده کاميون بود با يـه عــالمه ريش و پشم و يه شيکم گنده و تا دلت بخواد کثـافت و شیـپيش لابـلای سيبيلهاش. بعد بيچاره دختره مثل دسته گل بايد قبول می کرد و هرچی خان داداش يا آقا جون بگن و مجبور ميشد بره زير هيکل اين نرّه خر پشمــالو! يا مثلا يکی از هزار شانسش می گرفت و يه دومـاد شيـک و پيـک پيدا ميـشد و يارو از فرنگ اومده بود يا تحصيل کـرده بود و خلاصـه يه حــالی ميداد به عـروس و همـچين بگـی نگی بد نبود . رسم و رسومات خاص خونواده های خشک مذهبی و بدبختی و فلاکـت واسه زنـها ! زن دقيقا نقـش يه حمـّال رو بـازی ميکـرد تو زندگی و شب کـه ميشد بايد شازده بياد و تلمبه بزنه و حـال کنه باهـاش و فـردا صـبح همه چيز از اوّل. خلاصه عزيزم اين تصوير يه دختر بود تو جامعه و خيلی از راهـهای لـذت بردن و رسيدن به هدفهای شخـصی و ارضـاء نيازهـای زنونـه براش بـسته شده بود. حالا هم زياد فرقی نکرده. هنوزم خيلی زياد پيدا ميشن خونواده هايی که يه همچين تفکری دارن و آقاجون بايد مثل ديکتـاتور واسه همه تصميم بگيره! يا مثـلا شيـک تر و مُـدرن ترش اينه که پدر و مادر بايد تعيين کنن دوماد آينده شون صلاحيّت داره يا نه! يه چيزی اين وسط برام خيلی جالبه عزيزم و ميخوام برات در موردش بگم. اونم اين کلمه ی خيلـی خيلی عجيب غريبه : نجابت به نظر من خيلی از پسرها و آقايون هنــوز تو يه اشتبــاه بزرگ به سر می برن و هيچ وقت تاحـالا بهش عمرا دقت اونجوری که بايد نکردن. تعداد خوکهای حشری همونطـور که قبلا هـم گفتم بهت ( زر زيادی نزن حال نـدارم!‌ ) داره روز بـه روز ميره بـالاتر تو ايـن جنـگل ! اکثرا همه دنبال پستون و ممه و جنده و کُس ميگردن! دقت کرده باشی همه تقريبا يه دختر خانوم رو با عنوان ؛کُس؛ صدا می کنن. خودم يه جوجه ی هفده ساله ديدم که کنار خيابون منو به دوستش نشون ميداد. يه اتـوبـوس اومـد جلـوی مـا و من يواشکی دويدم پشتشون قايم شدن و ديدم داره به رفيقش ميگه: عجب کُسی بود! می دونستم تو اين وضعيت گُـه اين مملـکت اصـلا يه همچـين چـيزی بعيـد نيـسـت و تازه خيلی وقته که ملت اينجوری حشری شدن و با اين اسم خانومها رو صـدا ميکنن امّـا اين قضــيه بـرام جالـبه که سّـن ايـن خوکهای حشری داره هی ميره پاييـن !! الان ديگه يه پـسر بچه سيزده ساله هم راحت میتونه يه سی دی آموزشـی سـکس بـده بيرون ! آره! ميدونم اصلا بد نيست که از سنين پايين آمـوزش سکس داده بشه و اين جوجه ها يه چيز ياد بگيرن اما کار از اين حرفها گذشته! ديگه يه دختر بچه مدرسه ای کُـس خطـاب ميشه و يه خانـوم سی ساله هم همينطور! اما به نظـر من ايـنا هـمش يه جور انتظار بيجا داشتنه. ميدونم الان ديگه وضع جامعه خيلی بدتر از اين حرفهاييـه که من دارم ميزنم اما يه چيزی هست توی دخـترهای ايرونـی که از بچـگی باهـاشون بزرگ شده و خيلی خيلی هم توی روابطشون موثّره ! اونم اسمش نجـابته ! در اينکه حقوق زنان داره اينجا ضايع ميشه که اصلا شکّی نيست و توام لطفا خـفه شو با من بحث نکن در اين مورد اما انصافا تو جوامع غربــی تا اونجايی که من ديــدم و شناختم دخترها به دليل وجـود آزادی بـه راحـتی ميتونن نــيازهای جنسی خودشون رو ارضا ء کنن و اصلا چــيزی به نام نجابت به اين شکل که ما شناختـيم وجود نـداره. به همـين دليل مردهای ايرونـی همه حشــری بار ميــان! چون فـکر ميکـنن دختر ايرونــی خيلی راحت به نياز جنسيشون پاسخ ميده در صورتيکه خيلی از دخترها چنـين نگرشی رو نسبت به مردها ندارن و از بس گُه تيریپ و بد قيافه تشريف دارن آقايون که آدم دلـش نمياد با يارو دست بده چه برسه بـه اينکه بخواد سـکس کنه ! ميدونم جنـده خانومها شديـدا دارن زياد ميشن و قـيمتها هم با بالا رفـتن بنزين دو برار ميشه اما در مجموع کمتـر ديدم دختـر ايرونـی که واقعـا برای لـذّت يه نفر رو ببوســه يا بغل کنه و اتفاقا اين مزخرفات آشغال و خشک مذهبی ريده تو تمام حقوق زنها و دخترها و خيلـــیها بدون اينکه آگاهی داشته باشن کم کم از سکس و لذت اون و باقی قضايای اون بی خبرن! بعضیـها هم که به کل اصلا نفع ميکنن و ميگن که هـيچ احساسـی در مقابل سـکس ندارم!! و چقدر جالبــه که گوز ترين نوع فرهنگ به عمق وجود ما نفوذ کرده و خودمون هم ازش بی خبريم. همه ی اين عـقده ها جمع ميشه و جمع ميشه و ... بالاخره يه روز به اشکال مختلف بروز ميکنه. پسرها که خيالشون تخته و هر گـُهی بخوان راحـت ميخورن و هميشه همه چــيز به نفعشون تموم ميشــه! ما دخـترهای بدبخت هم تـا بخوايم يکم دنبال لذت باشيم مُهر جنده بودن و لاشی بودن و سبک بودن ميخوره به ما و بيا و درستش کن ...! نجابت دختر ايرونی قابل احترامه اما نه در اون حد که به گا بده مارو !! دقـّت کردی بـيشتر بوسه ها تو جامعه ی ما از طرف مرد شروع ميشـه ؟!! يا اصلا اسـکُل تشريف دارن هر دو و فرق فرنچ کيس و قابلمه نميدونن چيه يا هميشه مرد بايد شروع کننده ی اين نوع رابطه های عاشقانه باشه!! شديدا ملت دنبال خونه خالی و به قول خودشون کُس توپ(!) ميگردن و هی ** ميخورن چون گيرشون نمياد نجيب بـودن به نـظر من اصــلا به معنای درپـوش گذاشتــن روی لـذّت عشق و سکس نيست. چرا بايد همه جای دنيا اين مسئله برای مـردم حـل شده باشـه و همه بتونـن لذت روابط جنسی رو لمس کنن اما مردم ما اينجوری توی خفقان عقده ای بار بيان و به شکلهای مختلف و در مقاطع مختلف اين عقده ها فوران کنه و جنده بازی و کثافت و فحشا اينجوری زير پوست اين شهر خراب شده موج بزنه ؟! خـيلی شيـک و سانتی مانتال معمولا برخورد می کنن دخترهای بيچاره اما مگه ميشـه کسی از هم آغوشی يا بوسه لذت نبره !؟ چرا بايد ايــنهمه محدوديت برای دخترهــا باشه و بدبختهای بينوا مثل گوسفند تربيت بشن ؟ عمق فاجعه رو آدمهايی مثـل من ميتونـن درک کنن که از بن و ريشه پايبند اصولهای اخلاقی خودشون هستن.
* وقتی ميبينم ميان نامه های منو ميخونن و بهم ميگن جنده يه حسّی بهم دست    ميده تو مايه های زمانی که خاک ارّه  ميريزم تو قهوه و ميدم بالا !

››› Posted by Relax