›››
ه شلوار تنگ مشکی پوشيدم با يه تاپ شرابی .. بدنم به شدّت گرمه !
عينـک دودی زدم تو تـاريکی ! ته مونده ی سيگار تو دستمـه ! دودشو ميدم بيـرون.
فشارش ميدم رو شـلوارم. ميخندم. ماتيک رو محکـم میـکشم رو لبم. بلند ميشم.
شروع ميکنم با موزيک رقصيدن ! باريکه ی نور از پنجره اومده افتاده زير پاهام. بدنم
رو نوازش ميکنم ... ضبط رو خاموش ميکنم. زير لب ميگم:
... I accept somethings will never change
عينـک دودی زدم تو تـاريکی ! ته مونده ی سيگار تو دستمـه ! دودشو ميدم بيـرون.
فشارش ميدم رو شـلوارم. ميخندم. ماتيک رو محکـم میـکشم رو لبم. بلند ميشم.
شروع ميکنم با موزيک رقصيدن ! باريکه ی نور از پنجره اومده افتاده زير پاهام. بدنم
رو نوازش ميکنم ... ضبط رو خاموش ميکنم. زير لب ميگم:
... I accept somethings will never change
›››
Posted by Relax